محمد بن حسين البيهقي
562
تاريخ بيهقى ( فارسي )
و بگير از نفس خود پيمان به آن قسمى كه فرستاده شده است بسوى تو به همراهى آورندهء اين نوشته و آن را بر همهء مردم خود عرض كن در حضور امين امير المؤمنين محمد بن محمد سليمانى تا آنكه حجت خدا و حجت امير المؤمنين بر تو و بر قوم تو ثابت باشد و وفا نمودن به آن واجب و لازم ، و بدانكه منزلت تو نزد امير المؤمنين منزلت راستگوى امين است نه گمانزدهء تهمتناك چرا كه امر حكومت را به تو سپرد و پشت گرم شد به تو نه بر تو ، چه مىداند كه تو خواهى به آن راه رفت كه صاحبان اخلاص مىروند و تو خواهى بود از رستگاران ، چه بدرستى كه سعادت با اين يار است و بركت در اين پر است و همه نيكوئى ترا بسبب اين بسيار است و از براى تو درين تمام است و دايم ، و ثابت ساز نزد عام و خاص كه امير المؤمنين فروگذاشت نمىكند مصلحت خلافت را و وانمىگذارد رعايت آن را و درين معنى حكم خداى رب العالمين بجاى آورده چه فرموده او كه راستگفتارترين گويندههاست كه آن جماعتى كه ما در روى زمين صاحب تمكين ساختيم ايشان را ، نماز برپا بپاداشتند و زكات را دادند و بمعروف حكم كردند و از منكر بازداشتند و خدا راست عاقبت همه چيز ص 452 ( 1 ) - و هذه . . . وحده : اين است نبشتهء امير المؤمنين و گفتگوى او با تو كه نيكو گرداند خدا برخوردارى ما را به تو و پيوسته گرداند نوشتهء ترا در همهء احوال بما پس ملاقات كن نوشته را به آن طريق كه تعظيم كنى آن را و بزرگ دارى قدر آن را و بر همهء خلق مضمون آن را ظاهر ساز تا فاش شود و همه جا گفته شود و كمال يابد خوشحالى و راحت در ميان مردم و دلهاى ايشان قرار گيرد بر آنچه خدا بديشان عنايت كرده از مهربانى امير المؤمنين نسبت به ايشان و نگاه كردنش به ايشان از روى مرحمت ، و بر پاى دار دعوت مردم را بسوى امير المؤمنين در منبرهاى مملكت خود در حالتى كه بشنوانى به ايشان دعوت را و افاده كنى و ابدا كنى و اعاده نمائى و شتاب كن در ارسال جواب اين نوشته بسوى امير المؤمنين با آنكه اختيار كنى آنچه از او در آن است چرا كه مشتاق است و خواهان ، و واقف گردان او را بدرستى اختيار كردنت در آنچه خواستهاى آن را و صواب بودن به آنچه اراده كردهاى و آن را بجاى آوردهاى و مستقيم بودن خود را بر ستودهتر روشها در طاعت او و نيكوتر طورها در پيروى او چه بدرستى كه امير المؤمنين جوياى اين است و خواهان است و اميدوار است و متوقع است انشاءالله . و سلام بر تو باد و رحمت و بركتهاى ايزدى و بركت بندهاش امير المؤمنين به تو باد و به آن نعمت بزرگ و عطيهء كلان و بخشش نفيس كه تو دارى و نزد تو هست و محروم نگرداند ترا از آن نعمت و درود خدا بر محمد و همهء آلش باد و بس است ما را خدا به تنها » ( 2 ) - ترجمهء فارسى بيعتنامه - بايعت . . . ظاهرى : بيعت كردم به سيد خود و مولاى خود عبد اللّه زادهء عبد اللّه ابو جعفر امام قائم